گفتوگو با تنی چند از دانشجویان متولی برگزاری مراسم گردهمایی پاسداشت میراث معنوی وآیین افطار در دانشگاه هنر
میخواهیم روحیه نیکوکاری را زنده نگه داریم
اشاره: امسال هشتمین گردهمایی پاسداشت میراث معنوی و چهارمین مراسم متوالی آیین افطار در سفره ایرانی به همت دانشکده حفاظت و مرمت و با همکاری انجمن موزه، حفاظت و مرمت آثار تاریخی ایران، معاونت دانشجویی دانشگاه هنر و انجمنهای دانشجویی در دانشگاه هنر برگزار شد. در این آیین که همزمان با شب ولادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیهالسلام (چهارشنبه نهم خرداد ماه 1397 هجری خورشیدی، برابر با چهاردهم ماه مبارک رمضان 1439 هجری قمری) در پردیس باغملی دانشگاه هنر برگزار شد، مانند سالهای پیش، استادان، کارمندان، دانشجویان و خانوادههایشان در این برنامه شرکت کردند و در سفره افطار ایرانی سهیم شدند. از آنجاکه مراسم و گردهمایی پاسداشت میراث معنوی در دانشگاه هنر یک حرکت خیرخواهانه مردمی و کاملاً خودجوش است، به پاس ترویج این حرکت پسندیده و برای ثبت فعالیتهای این بزرگواران، گفتو گویی با تنی چند از دانشجویان متولی این حرکت خداپسندانه انجام دادهایم تابه سهم خود در این امر خیرخواهانه شریک شویم.
کمی درباره پیشینه و ایده اولیه برگزاری مراسم پاسداشت میراث معنوی توضیح دهید:
فرنوش حسینی از دانشآموختگان کارشناسی ارشد مرمت اشیاء دانشگاه هنر: گروه ما یک گروه میراث معنوی است که بچهها چند سال قبل راه اندازی کردهاند. در این گروه، بیش از اینکه هدف، تهیه غذا برای نیازمندان باشد زنده نگه داشتن روحیه نیکوکاری بین دانشجویان و به اشتراک گذاری آنچه که داریم است. این کار شروع بسیار سادهای داشت. ابتدا میخواستیم یک افطاری دسته جمعی همراه با بچههای مرمت داشته باشیم و هر کسی مقداری غذا بیاورد. بیشتر تداعی روزهای مدرسه بود. از آن برنامه استقبال شد و گسترش پیدا کرد. بعد فکر کردیم اگر بتوانیم غذاهایی که ظهرها در دانشگاه زیاد میآید را به شکل دستنخورده جمع آوری کنیم و مورد استفاده قرار بگیرد، چقدر خوب است. به مرور این ایده گسترش پیدا کرد و در حوزه میراث معنوی، تهیه لوازم التحریر برای بچه های نیازمند هم به آن افزوده شد.
به نظر ما چیزی که مهم بود استقبال دانشجوها بود که در موقعیتهای مختلف تحصیلی و اجتماعی همه با این حرکت همراه شدند. بخش مهم این حرکت حمایت از کسانی بود که به دلیل مشکلات مالی از تحصیل بازمیماندند. در ادامه این ایده، میراث معنوی کتابت را برای این بچهها در مهرماه برنامهریزی کردیم که همزمان با شروع مدارس است. موضوع تحصیل از جنبه ماندگاری و تأثیر آن در سراسر زندگی برایمان اهمیت داشت زیرا میتواند زندگی انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
معصومه کریمی دانشجوی دکترای تاریخ تطبیقی هنر: از آنجاییکه از مقطع کارشناسی ارشد در این دانشگاه بودم و با بچه های گروه و انجمنها همکاری و تعامل کاری داشتیم، با میراث معنوی آشنا شدم. راستش خودم را جزو هسته مرکزی نمیدانم و فکر نمیکنم کار خاصی انجام داده باشم. فقط میتوانم بگویم در جریان این کار خیلی چیزها یاد گرفتم و برایم خیلی جالب بود. ذهنیت من این بود که در حرکتی جمعی مشارکت میکنم که میتواند توسعه پیدا کند. ارتباطم با آدمهایی که سالها ندیده بودم به بهانه این برنامه تحکیم پیدا کرد. استقبال از این برنامه نشان داد که مردم ما چقدر مهربانند و اینجا بود که درون خودم اتفاق خوشایندی افتاد. اینکه مردم به ما اعتماد میکردند انگیزهبخش و انرژیزا بود. هر کسی هر طور از دستش برمیآمد کمک میکرد. خوشحالم که در این گروه هستم. بعد از چند سال، امروز دیگر همه اعضا خود را هسته مرکزی میدانند و منتظر فرارسیدن روزهای برگزاری میراث معنوی هستند.
سعیده سعیدیفرد دانشآموخته کارشناسی ارشد مرمت اشیاء دانشگاه هنر: همانطور که دوستانم اشاره کردند این جریان خیلی اتفاقی پیش آمد. از یک افطاری خیلی ساده بین دانشجویان مرمت شروع شد. در جریان برگزاری میراث معنوی ما یاد گرفتیم به جای اینکه به اشیاء نزدیک شویم به مردم نزدیک شویم. اصولاًیک میراث وقتی ماندگار می شود که گروهی آنرا پرورش و از نسلی به نسل دیگر انتقال دهند. من الان در این دانشگاه نیستم ولی این میراث منتقل شده و در حال گسترش است. یعنی آنچه که ما انتظارش را داشتیم در عمل اتفاق افتاده است. ما تصمیم داشتیم یک مراسم دورهمی دانشجویی بدون خرج در دانشگاه راهبیاندازیم و دوستان را دور هم جمع کنیم. بعد فکر کردیم این حرکت را ماندگار کنیم و سفره خودمان را به صورت میراث اطعام که از گذشته به ما منتقل شده درآوریم. در گذشته کسانی که دستشان به دهانشان میرسید اطعام میکردند و همسایههایشان را دعوت میکردند. ما تصمیم گرفتیم که غذایمان را با بقیه شریک شویم. سال اول برایمان بسیار تکاندهنده بود. یادم است که همسر و پسرم همراهمان بودند. در هنگام توزیع غذاها تقریباً همه در حال گریه کردن بودیم و منقلب بودیم. به تدریج تجربه پیدا کردیم که در آن شرایط باید چگونه خودمان را کنترل کنیم و یاد گرفتیم که با این چالش که در زندگیمان هست، چگونه برخورد و آنرا مدیریت کنیم. دوره به دوره این روند خیلی بهتر شد و ما چیزهای زیادی یاد گرفتیم.
اولین دوره میراث معنوی در سال 93 بوده و تا کنون هشت دوره برگزار شده است. همان وقت تصمیم گرفتیم که به میراث اطعاممان میراث دیگری هم اضافه کنیم که میراث کتابت بود. به این شکل که بچههایی که به دلیل فقر مالی نمیتوانستند از حداقل امکانات و شرایط تحصیل بهرهمند شوند را تحت پوشش بگیریم. برای آنها لوازمالتحریر مورد نیاز را تهیه میکردیم و از اواخر شهریور تا اوایل مهر در اختیار قرار میدادیم. با ارتباطاتی که دوستانمان داشتند از مناطق مختلف محروم و دورافتاده کشور باخبر بودیم و تلاش می کردیم همه را پوشش دهیم. خانم عادله محتشم در جریان ارتباطات و مکاتبات با این بچهها هستند و نامههایی به دستمان می رسد که به ما در ادامه مسیر، انگیزه و انرژی غیرقابل وصفی میدهد.
عادله محتشم دانشجوی دکترای مرمت: در داخل کیف هایی که ما برایشان تهیه می کردیم متنی صمیمانه بود که درباره خودمان و این حرکت توضیحاتی داده شده بود. در انتهای آن، نشانی دانشگاه و گروه آموزشی خودمان آمده بود که خیلی نامه به این نشانی رسیدهاست. آرشیو این نامه ها موجود است.
مراسم از سال اول تا کنون چه تغییراتی کرده است؟
سعیده سعیدیفرد: سال اول توزیع غذاهایمان محدود بود. همه غذاهای موجود را همان ابتدا نصف کردیم. نیم آن را داخل پکهای یک نفره آماده کردیم و نیم دیگر را سر سفره افطاری خودمان قرار دادیم. خودمان بسته بندی کردیم و چیزی حدود 400 غذا در سطح شهر پخش کردیم. به تدریج اضافهتر شد و امسال نزدیک به 2300 غذا در تهران و حومه آن پخش شد.
متأسفانه امکاناتمان هنوز محدود است. بچهها میخواهند هم در برنامه دانشجویی افطار و هم در توزیع مشارکت کنند. در برنامه داریم با توجه به اینکه دوستانی از دانشگاههای دیگر اعلام آمادگی کردهاند برنامه ریزیهای دیگری نیز داشته باشیم. مناطقی که ما به آن سر می زنیم واقعاً وضعیت اسفناکی دارند. برای چندین روستا در استان سیستان و بلوچستان که هر کدام 10 کیلومتر با هم فاصله دارند یک مرکز آموزشی وجود دارد که دانشآموزان پای پیاده به مدرسه می روند و امکاناتی ندارند. در این خصوص ما توانستیم برخی خیرین را هم جذب کنیم. آنها به میراث معنوی اعتماد کردند و به طور مثال برای دانشآموزانی در منطقه هیرمند که مجبور بودند 8 کیلومتر پیاده به مدرسه بیایند تدارک سرویس دیده شد.
پرهام عرب دانشآموخته کارشناسی ارشد مرمت اشیاء دانشگاه هنر: بنده فعالیتهای تبلیغاتی و فرهنگی و گرافیکی مراسم را بر عهده دارم. از ابتدا فکر نمی کردم از این مراسم اینقدر استقبال شود؛ ولی بهتر از آن شد که ما انتظار داشتیم. اعتقاد دارم اگر دانشگاه آدمهای خوب تربیت نکند دانشگاه نیست و همه این آموزشها نهایتاً باید به این منجر شود که ما انسانهای خوبی باشیم. علاوه بر اینکه هرکس در یک رشته تخصصی ممکن است مهارت و دانش و تجربه خوبی داشته باشد، ولی بهتر زندگی کردن خدمات دیگری میطلبد. هر قدر آدمها در مراکز علمی اخلاقیات را با تخصص رشد دهند جامعه دلنشینتر خواهد بود. این بخش کمی کمرنگ شده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ممکن بود شرایط به گونهای رقم میخورد که هر یک از ما در جایگاه آن فرد آسیبدیده جامعه قرار میگرفتیم. اگر اینگونه بود از جامعهمان چه توقعی داشتیم؟ به همین دلیل فکر میکنم از روزی که بشر به وجود آمده این فطرت نیکاندیشی در وجود بشر بوده است. مهم این است که این روحیه را زنده نگهداریم.
سعیده سعیدیفرد: وقتی طبقهای از جامعه یک آیین یا مراسمی را از نسلی به نسل دیگری منتقل کنند میراثی شکل میگیرد که ما به آن میراث معنوی میگوییم. امور خیریه را همواره در فرهنگ و جامعه خود داشتهایم. ولی تا کنون به شکل میراث معنوی به آن نگاه نشده است. منظورم این است که گروهی نبوده که بیاید و سعی کند تا این میراث را ثبت و به نسلهای بعدی منتقل کند. کاری که ما کردیم این بود که سعی کردیم این میراث را به منظور حفظ آن زنده و منتقل کنیم. الحمدلله تا کنون آنرا حفظ کردهایم.
تأثیر این مراسم بر خودتان چه بوده است؟
سعیده سعیدیفرد: من از اولین میراث با خانواده ام حضور داشتم و این باعث شد که آنها را بیشتر بشناسم. در مرحله بعدی همکلاسیهایم را بهتر شناختم و پیوستگیمان با هم بیشتر شد. در دایره وسیع تر دوستانمان را بهتر شناختیم و امروز همه منتظریم که با حضور در میراث، انرژی بگیریم. سعی میکنیم بازخوردهای کارمان را ببینیم. در مقیاس بزرگتر توانستیم خیرین را جذب کنیم. در عمل توانستیم مهربانی را گسترش دهیم و به هدفمان برسیم.
پرهام عرب: دوستان واقعیمان افزایش پیدا کردند. شخصیتمان رشد کرد. به تصاویر ذهنیمان اضافه شد. نگاهمان واقعگرایانه تر شد.
عادله محتشم: معتقدم اگر حتی یک نفر را با مهربانی نجات دهیم کار بسیار بزرگی کردهایم. سعی کردیم در ساندویچهایی که درست میکردیم پیامهای فرهنگی هم بگنجانیم. حتی اگر یک نفر از این پیامها تأثیر گرفته باشد ما به هدفمان رسیدهایم. جالب بود که وقتی حسابهای دفتری مغازهها را که تسویه می کردیم مغازهدار هم در امر خیر مشارکت میکرد و بخشی از طلبش را نمیگرفت. پیامد دیگر این حرکت این بود که اعتماد ما به هموطنانمان بیشتر شد. اصلاً فکر نمیکردیم این همه همراهی از طرف هموطنان داشته باشیم و از طرفی نامههایی که از مناطق محروم دریافت میکردیم به قدری پرانرژی و امیدبخش بود که تا مدتها در ما تأثیرگذار و انگیزهبخش بود. در این شرایط است که میتوان خوشقلبی و خوبی مردم را به بهترین شکل ممکن دید.
غذاها را بیشتر در کدام مناطق توزیع کردید؟
سعیده سعیدیفرد: جاهایی که تا به حال ندیده بودیم و در تصورمان هم نمیگنجید. حتی جاهایی بود که متأسفانه نتوانستیم در عمق آن برویم. چون بعضی مناطق بسیار اسفناک بود.
افطاری دانشگاهی کارکنان و هیئت علمی و خانوادههایشان نیز در راستای برنامههای میراث بود؟
سعیده سعیدیفرد: خوشبختانه امسال اولین سالی بود که دانشگاه به صورت رسمی با ما همکاری کرد. در سالهای قبل حتی برای انجام پختوپز بسیار مشکل داشتیم و بسیار دوندگی میکردیم. امسال خوشبختانه دانشگاه ما را همراهی کرد. هزینهها البته توسط نیکوکار تقبل شد و یک شخص نیکوکار افطاری دانشگاه را تقبل کرد. مازاد آن به میراث سفره ایرانی کمک و به همراه غذاهای میراث توزیع شد.
برنامههایتان را چگونه اطلاعرسانی میکنید؟
سعیده سعیدیفرد: ما برای این موضوع خیلی تلاش کردیم ولی بسیار نگران بودیم که اطلاع رسانیمان به درستی صورت نگیرد. خوشبختانه همانطور که گفتم مخاطبان، خودشان ما را پیدا کردند و در اوج ناامیدی همدیگر را پیدا کردیم و به طور غیر منتظرهای کمکها رسید. با اینکه فرصت هم بسیار کم بود از همیشه بهتر و بیشتر هدف را زدیم.
برنامه آیندهتان چیست؟
سعیده سعیدیفرد: برای اواخر شهریور و یا اوایل مهرماه میراث معنوی کتابت را برنامهریزی کردهایم. در نظر داریم به سمت ثبت میراث برویم. اگر بتوانیم کمکها را در طول سال جمع آوری کنیم و خیلی موردی نباشد در هزینه هایمان هم صرفهجویی میشود. در حال حاضرستاد اصلی مراسم را دانشجویان حفاظت و مرمت تشکیل میدهند ولی از همه دانشجویان دانشگاه در این برنامه مشارکت میکنند. هر سال هم یک عده از بچه ها فارغالتحصیل می شوند و می روند اما عدهای از آنان با ما میمانند. تعدادی هم ورودی جدید اضافه می شوند که همگی بسته به شرایط خودشان، وقتشان را تنظیم میکنند در مجموع، کار با مشارکت و همیاری همه در حال انجام است.
انشالله این فعالیتها به عنوان میراث ماندگاری برای دانشگاه باقی بماند. موفق باشید.




