مستر کلاس استاد مدرسه فیلم دانمارک در دانشکده سینما و تئاتر

۲۷ آبان ۱۳۹۴ | ۱۲:۱۸ کد : ۲۰۳ رویدادها
تعداد بازدید:۲۰۴۲
مستر کلاس استاد مدرسه فیلم دانمارک در دانشکده سینما و تئاتر
 
به گزارش روابط عمومی ، در سومین روزاز سی‌و‌دومین جشنواره ی بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، مستر کلاسی با موضوع "بیان شخصی فیلمساز" با حضورپروفسور دکتر آرنه برو، نائب رئیس مدرسه ی ملی فیلم دانمارک، و باهمکاری دکتر احمد الستی، عضو هیئت علمی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران، در دانشکده ی سینما تئاتر برگزار گردید. در شروع جلسه، دکتر الستی به معرفی آرنه برو و شیوه ی تدریس او در مدرسه ی فیلم دانمارک پرداخت.
 
ایشان در شروع سخنانش، آرنه برو را صاحب شیوه ای بدیع و خودآفریده معرفی کرد که ثمره ی آن حضور درخشان فارغ  التحصیلان مدرسه ی فیلم دانمارک در جشنواره های جهانی است. او با اشاره به تجربه ی همکاری خود با برو تخصص اصلی وی را تدریس زبان شخصی در فیلمسازی دانست که در طی آن دانشجویان می آموزند چگونه با تکیه بر زبان شخصی خود ایده هایشان را پرورش دهند، ساختاری مناسب را برای آن طراحی کنند و در آخر اینکه چگونه فیلم های خود را آغاز کرده و به پایان برسانند. 
 
دکتر الستی در پایان سخنانش، ضمن اشاره به همکاری  مستندسازان ایرانی با مدرسه ی فیلم دانمارک گفت: "یکی از مهم ترین اتفاقات چندسال اخیر آموزش آرنه برو به برخی از مستندسازان جوان ایرانی است تا بتوانند به شیوه ی تدریس ایشان مستندسازی را به دیگران آموزش دهند. ما تاکنون در ایران، هشت مدرس مستندسازی به شیوه ی آرنه برو داریم و این افتخار شخصی من بوده است که این شیوه را از ایشان یادگرفته ام. در ادامه دکتر الستی از ایشان دعوت کرد تا سخنرانی اش را با عنوان" زبان شخصی در فیلمسازی"  شروع کند. 
 
 
 
 
 
 
آرنه برو در شروع سخنانش به مفهوم فضا، زاویه ی دید و نقش آن در زبان شخصی فیلمساز اشاره کرد. او زاویه ی دید هر فرد نسبت به واقعیت را با اهمیت دانست و در تعریف فضا گفت: "فضا با آنچه محصور شده و آنچه درون خود جای داده  است تعریف می شود. ما هر کدام با کاراکتر و پیشینه ی متفاوتی وارد یک فضا می-شویم و بر آن تأثیر می گذاریم. هر یک از کسانی که در اینجا حضور دارند با توجه به پیشینه  و دیدگاه شخصی خود به این فضا نگاه می کنند که متفاوت از واقعیت خود این فضا است. در همین لحظه، همه ی ما در یک فضا به سر نمی بریم و از یک منظر مشترک به آن نگاه نمی کنیم بلکه همچنان درگیر فضاهای شخصی خودمان نیز هستیم.
 
فضایی که اغلب برای دیگران دست نیافتنی است و ما معمولاً، فقط از نزدیکانمان دعوت می کنیم تا به آن نزدیک شده و یا وارد شوند. فضایی که نقطه ی شروع ما در فیلمسازی محسوب می شود. گاهی رسیدن به دیگری و دست یافتن به فضای مشترک و فضای شخصی مانند یک سفر به درازا خواهد کشید. وقتی در فضای شخصی دیگران هستیم جزئیاتی را می بینم و احساس می کنیم که از فاصله ی دورتر درک نمی شوند.
چنانچه، بخواهیم فضا را به جامعه تسری دهیم خواهیم دید که هر یک از ما سهمی در آن داریم، اما از جایگاه و زاویه ی دید متفاوتی با آن مواجه می شویم که می تواند برای فیلمساز جالب توجه باشد. اینکه زاویه ی دید هر فرد ممکن است چه تأثیری بر فضایی که او در آن است بگذارد و یا مهم تر اینکه از دریچه ی ذهنی او فضا چگونه تعریف می شود.
 
 
 
 
 
اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم هر فرد با توجه به زاویه ی  دید متفاوتی که نسبت به فضا دارد ممکن است ساختار داستان گویی متفاوتی نیز داشته باشد. درک این موضوع گام نخست برای دست یافتن به زبان شخصی مان در فیلمسازی است. ما علاقه مندیم، با ترویج صداها و زبان های مختلف و شنیده نشده از طریق سینما، دموکراسی را در جامعه ترویج دهیم." او در ادامه، استراتژی آموزشی مدرسه ی فیلم دانمارک را این طور بیان کرد: "در مدرسه ی فیلم دانمارک، ما به دانشجویان آموزش نمی دهیم که چطور و با استفاده از چه تکنیک هایی فیلم هایشان را بسازند بلکه ما مدرسه را مانند یک لابراتوار و آزمایشگاه فرض می کنیم و در آن دانشجویان مختلف را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم.
ویژگی های شخصیتی، پیشینه ی فردی، الگوی رفتاری و فرهنگی از جمله مواردی است که در مورد هر دانشجو مطالعه می شود و ما با توجه به اطلاعات به دست آمده به دانشجو کمک می کنیم تا بتواند زبان شخصی خود را در فیلمسازی پیدا کند. من می خواهم فیلم هایی از فارغ التحصیلان را به شما نشان دهم. ما در اینجا درباره ی خوب یا بد بودن فیلم ها صحبت نمی کنیم، بلکه آنچه اهمیت دارد مشاهده ی نمونه هایی از زبان های شخصی متفاوت است."آرنه برو ضمن نمایش فیلم ها، درباره ی پیشینه ی هر کدام از کارگردانان توضیحاتی را ارائه  داد و ارتباط آن را با فضای ارائه شده در فیلم هایشان بررسی کرد.او با تأکید بر تفاوت میان سینمای دانمارک و هالیوود گفت: "در کشوری مانند دانمارک سرمایه ی چندانی برای فیلمسازی در اختیار افراد نیست و طبعاً نمی توانیم با فیلم های گران قیمت امریکایی رقابت کنیم.
 
هزینه ی ساخت یک فیلم امریکایی برابر است با کل بودجه ی فرهنگی یک سال دانمارک که به اموری نظیر: سینما، تئاتر، صدا و سیما، و باشگاه های فرهنگی بازنشستگان اختصاص داده می شود. در سال ۱۹۹۲ پرفروش ترین فیلم دانمارک هفت میلیون کرون فروش کرده بود و میانگین هزینه ی ساخت آن دوازده میلیون کرون برآورد شده بود؛ یعنی، حتی پرفروش ترین فیلم تاریخ دانمارک هم سرانجام با پنج میلیون کرون ضرر رو به رو شده بود و این موضوع برای یک رسانه خطرناک است، چراکه می توان نتیجه گرفت ارتباط خوب و کارآمدی میان رسانه و مخاطب وجود ندارد. بنابراین، گروهی از دست اندرکاران سینما و متخصصین ما فیلم های پرفروش آن زمان را تحلیل و بررسی کردند تا به ویژگی های شاخص این آثار پی ببرند. برای نمونه در یک فیلمی مانند جیمز باند چند انفجار هولناک در نقاط مشخصی از منحنی درام فیلم رخ می دهد تا هیجان و لحظات دراماتیکی را خلق کند، اما طبعاً اگر فیلمی تنها با پنج میلیون کرون ساخته شود دیگر خبری از آن انفجارها نخواهد بود. بنابراین، تنها راهی که می توانستیم از طریق آن وارد بازار فیلم و رقابت جهانی شویم ساختن فیلم های جذابی بود که از زبانی بسیار شخصی برخوردار بودند و در منحنی درام آن ها، به جای انفجارهای خیره کننده، لحظات شخصی و صمیمی ای وجود داشت که سرشار از حقیقت بود.
 
ما تا آن زمان، دانشجویان را ترغیب می کردیم تا در راستای جریان اصلی فیلم بسازند، اما اگر قرار باشد حقایق درونی و شخصی را آشکار کنند باید تا آنجا که می توانستند از مؤلفه های جریان اصلی دور می شدند تا فیلمشان به یک اثر شخصی تبدیل شود. اثری که بیشتر می بایست شبیه به شعر باشد و ردپایی از حقیقت انسانی در آن متبلور شود. سابقه ی تاریخی این فیلم ها را می توان در جنبش دگما نیز یافت. از آن زمان تاکنون، ما با فیلم های هنری خود توانستیم وارد رقابت جهانی شویم و به فروش خوبی نیز دست پیدا کنیم." در پایان، شرکت کنندگان که دانشجویان دانشکده ی سینماتئاتر، پردیس هنرهای زیبا و پردیس بین المللی فارابی را شامل می شدند، سؤالات خود را پیرامون مباحث جلسه مطرح کردند و پروفسور برو به آن ها پاسخ دادند. 
 
در این نشست همچنین علاوه بر دکتر الستی مدیر گروه سینمای دانشگاه تهران، دکتر اسفندیاری مدیر گروه سینما دانشگاه هنر و نیز دکتر شهاب الدین عادل ، مسعود سفلائی و علی لقمانی از اساتید گروه سینما حضور داشتند .
در پایان از طرف دانشکده سینما و تاتر هدیه ای به رسم یادبود تقدیم ایشان گردید.
 
 
 
 
 
 
آخرین ویرایش ۲۷ دی ۱۳۹۶