هشتم مهر ماه روز بزرگداشت مولانا گرامی باد

۰۷ مهر ۱۴۰۵ | ۱۰:۵۹ کد : ۲۸۲۹ اخبار برگزیده
تعداد بازدید:۱۵۹
هشتم مهر ماه روز بزرگداشت مولانا گرامی باد

مولوی از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است.در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بوده است. پدر مولوی مردی سخنور بوده و مردم بلخ علاقه فراوانی به او داشته که ظاهرا همین وابستگی مردم به او سبب ایجاد ترس در محمد خوارزمشاه گردید و او را علیه بهاءالدین ولد برانگیخت. به همین دلیل بهاءالدین ولد پدر مولوی احتمالاً در سال ۶۱۰ قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچ کرد و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد.

مولانا صاحب اندیشه است

وقتی به حرکت مورچه‌ای روی دیوار می‌نگریم، موضوعِ اندیشه‌ی ما حرکت مورچه است بر روی دیوار و آن‌گاه که به آفاق بی‌کران کهکشانها می‌اندیشیم، میدان تفکر ما قلمرو پهناوری است به وسعت هستی. صرف اندیشیدن به حرکت مورچه یا بی‌کرانگی هستی، اعتباری به اندیشه ما نمی‌بخشد. می‌توان درباره حرکت مورچه بر روی دیوار به اندیشه‌های جاودانه و شگرف رسید و می‌توان در اندیشیدن به آفاقِ بی‌کران هستی به حرفهای معمولی و مکرر و مشترکِ بین همگان دست یافت. 

آنچه یک فکر را در تاریخ اندیشه بشری اعتبار می‌دهد موضوع فکر نیست بلکه قاب و قالبی است که اندیشه در ذهن ما به خود می‌گیرد و نوعی روشنایی و افقی از دید در برابر چشم ما و دیگران می‌گشاید. اندیشه راستین اندیشه‌ای است که وقتی عرضه شود بخشی از مخاطبان خود را دگرگون کند و در برابر چشم ایشان دریچه‌ای تازه بگشاید.

مولانا صاحب اندیشه است. در آن سوی شعرهای درخشانی که در دیوان شمس سروده است، هم در مثنوی و هم در دیوان، نمونه‌هایی از اندیشه عرضه می‌کند که وقتی خواننده با آن اندیشه‌ها روبه‌رو می‌شود نگاهش به جهان و قلمرو هستی دگرگون می‌گردد. 

درباره ازل، ابد، جهان، انسان، مرگ، زندگی، زیبایی، عشق و خدا، مولانا صاحب اندیشه است. اندیشه‌هایی که بشریت در همه احوال به آنها نیاز دارد. همانگونه که بشریت هیچگاه از دیالوگهای افلاطون بی‌نیاز نخواهد بود. همچنانکه جرقه‌های فکری فلاسفه ماقبل سقراط یونان، امثال هراکلیت هنوز طراوت خویش را داراست و مایه حیرت انسان معاصر است.

بخشی از مقدمه زیبای دکتر شفیعی کدکنی بر دیوان غزلیات مولانا

 

آخرین ویرایش ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

( ۱ )